ملال جنسیتی و ترنسجندر

نامه ای سرگشاده به پدر و مادر هایی که فرزند ترنسکشوال دارند

نامه ای سرگشاده به پدر و مادر هایی که فرزند ترنسکشوال دارند

مترجم: سعید.ش

پدر و مادر عزیز ،

می دانم تفکر یا گفتگو در مورد محتوای این نامه برایتان آسان نیست. می دانم احساس می کنید که گویا تمامی زحماتتان بر باد رفته است. شما را درک می کنم. احساس دستپاچگی ، از دست دادن ، گیجی ، و شاید حتی انکار شما را درک می کنم.

احساسات شما را با تمام وجود می فهمم ، و امیدوارم با نوشتن این نامه بتوانم باری که بر دوش شما سنگینی می کند را اندکی سبک تر کنم.

هیچ پدر و مادری انتظار شنیدن خبر ترنسکشوال بودن فرزند خود را ندارد ، حتی با وجود این که بسیاری از آنها با نگاه به گذشته می توانند نشانه های ترنسکشوال بودن فرزند خویش را ببینند.

بدون شک متوجه عمق ناراحتی فرزندتان شده بودید ، و احتمالا متوجه شده بودید که از لحاظ اجتماعی روز به روز دارد منزوی تر می شود. شک ندارم اغلب درد و رنج فرزندتان را شاهد بوده اید و آرزو کرده اید ای کاش می توانستید مشکل وی را برطرف نمایید.

حقیقت این است که با وجود این که اکثریت ترنسکشوال ها از کودکی می دانند که مشکل عمیقی ایشان را آزار می دهد ، اغلب تمایلی به گفتگو در این خصوص از خود نشان نمی دهند.

تلاش برای تطبیق با جامعه بخشی از سیر طبیعی رشد کودک است ، و کودکان ترنسکشوال همیشه با این نگرانی مواجه هستند که احساساتشان – که مخالف با جنسیتی است که در بدو تولد به آنها نسبت داده شده است – بد و غلط باشد. در نتیجه احساسات خود را سرکوب می کنند.

کودکان ترنسکشوال از سنین پایین به بازیگرانی مبدل می شوند که در تلاش اند تا نقشی خلاف حقیقت وجودی خویش را ایفا نمایند. ایشان هرگز نمی توانند تفکرات و احساسات خویش را به طور کامل ابراز نموده و آنگونه که می اندیشند یا احساس می کنند ، رفتار نمایند.

بدون شک متوجه شده اید که فرزندتان جهت تطبیق با [جامعه] با کشمکش هایی مواجه است ، و شاید با نگاه به گذشته بتوانید تنهایی و انزوایی که زندگی وی را فرا گرفته است را مشاهده نمایید. این مایه دل شکستگی است ، اما این نوع کودکی ترجیح ترنسکشوال ها نیست ، بلکه ایشان به نوعی محکوم به آن هستند.

و حال کودکتان احساسات خویش را برایتان آشکار نموده است. لطفا درک نمایید که این تصمیمی عجولانه نیست. کودکتان سال ها با این مسئله در کشمکش بوده است. وی احتمالا با این مسئله مقابله کرده است ، آن را انکار کرده است ، علیه این مسئله به استدلال و مشاجره با خود پرداخته است ، و برای سازش با آن تلاش ناموفقی داشته است. و احتمالا در حال یا آینده قصد انجام درمان پزشکی دارد.

و اگر چه می دانم برایتان آسان نیست ، لطفا این را بخاطر داشته باشید؛ کودکان ترنسکشوال درست همانند کودکان غیر ترنسکشوال ، یا حتی بیش از آنها ، نیازمند عشق و محبت هستند ، و احتمالا کمتر از دیگران آن را دریافت می نمایند.

و اگر چه با پی بردن به ترنسکشوال بودن فرزندتان درد و رنج بسیاری متحمل شده اید ، اما مطمئن باشید که این بزرگترین نگرانی فرزند شما ست و ناراحتی و آسیب ناشی از آن از هر چیز دیگری بیشتر و سخت تر است.

در زندگی شخصی خویش ، همواره امیدوار بودم پدر و مادرم ترنسکشوال بودن مرا درک کنند. پدر و مادرم بسیار تحصیل کرده بودند. پدرم متخصص زنان بود ، و من بیش از هر انسان دیگری با مادرم صمیمی بودم. می دانستم این مسئله آنها را بهت زده می کند ، اما امیدوار بودم به مرور زمان در نهایت مسئله ای که در تمامی عمرم با آن دست و پنجه نرم کرده بودم را درک نمایند.

زمانی که برای ایشان آشکارسازی کردم ، خشم اولین واکنش آنها بود. پدرم در حالی که مشت خود را بر روی میز کوبید فریاد زد «ما تو را یک پسر بار آورده ایم و همیشه یک پسر خواهی ماند». در همان حال بهت زدگی به من گفتند که همیشه مرا دوست خواهند داشت. با خودم گفتم باید به ایشان زمان بدهم.

روز ها ، هفته ها ، و ماه ها گذشت. تلاش می کردم در مورد پیشرفت روند ترنزیشن خویش با ایشان سخن بگویم ، اما آنها موضوع گفتگو را عوض می کردند و از گفتگو در این خصوص امتناع می ورزیدند.

این اشخاص بسیار تحصیل کرده کوچکترین توجهی به مباحث علمی و آموزشی از خود نشان نمی دادند ، و گفتگو هایمان به سرعت به صحبت های بی اهمیت کوتاه و سریع مبدل گشت.

یک روز به طرزی غیر منتظره به من 400 دلار دادند تا به آن سوی کشور سفری داشته باشم ، و دیگر هرگز با من صحبت نکردند.

احتمال می دادم خانواده ام را از دست بدهم ، و روند ترنزیشن خود را با آگاهی کامل از این امر آغاز کرده بودم. این چیزی بود که باید انجام می دادم ، یا باید بهتر می شدم یا این که می مردم.

اما آنچه را که هرگز از آن آگاه نبودم ، آنچه را که هرگز حتی فکرش را هم نمی کردم ، درد و رنج طرد شدن توسط خانواده ام بود که از درد و رنج شکنجه مادام العمری که بدلیل ترنسکشوال بودن متحمل شده بودم فراتر بود.

این مسائل را به جهت نفع و سود خود بیان نکردم ، بلکه می خواستم ارزش و معنی واقعی حمایت را درک نمایید. شاید انکار روش آسان تری باشد ، اما در بهترین حالت خود ، آتش بسی مقطعی است.

روابط خانوادگی یکی از ارزشمندترین تجربیات زندگی ما ست ، اما صمیمیت واقعی حاصل نمی گردد مگر با روراستی و صداقت متقابل. و کشمکش فرزندتان با ترنسکشوال بودن خویش حقیقتی است که انتظار می رود آن را پذیرا باشید.

فرزند ترنسکشوال خود را سرزنش نکنید و تلاش کنید تا با ذهنی باز به مسائل بنگرید ، با همان اسمی که درخواست نموده است او را خطاب کنید ، و ضمائر مناسب جنسیتی را برای وی بکار ببرید. به او بگویید اگر از همان ابتدا به عنوان پسر یا دخترتان متولد شده بود [و از خود حقیقی و هویت جنسیتی وی آگاه بودید] چه چیز هایی را به او می آموختید؛ این گونه می توانید به فرزندتان کمک کنید.

هدیه شما فرزندی شادتر و روابطی عمیق تر از همیشه خواهد بود.

ارادتمند، B.D.

مترجم: سعید.ش
🌐منبع: هلپ ترنس سنتر – شبکه اطلاع رسانی ترنسجندر و تغییرجنس
https://helptranscenter.org
مرجع:
https://www.susans.org/wiki/An_open_letter_to_parents_of_transsexual_children

Copyright © 2018 سعید.ش https://helptranscenter.org هلپ ترنس سنتر – شبکه اطلاع رسانی ترنسجندر و تغییرجنس All Rights Reserved

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s