مصاحبه ها

انتقادات شهرزاد بصیری بازیگر تاتر «همان باش که نیستی» از سامان ارسطو و کارگاههای تاتر درمانی ایشان، اشخاص و نهادهای غیرتخصصی که به نام ترنسکشوال ، در پی کسب شهرت، القاب و منافع شخصی خویش هستند و معظلات عدم آموزش و فرهنگ سازی در اجتماع و نبود قوانین مدنی و پایگاهی برای احقاق حقوق ترنس ها در ایران

انتقادات شهرزاد بصیری بازیگر تاتر «همان باش که نیستی» از سامان ارسطو و کارگاههای تاتر درمانی ایشان، اشخاص و نهادهای غیرتخصصی که به نام ترنسکشوال، در پی کسب شهرت، القاب و منافع شخصی خویش هستند و معظلات عدم آموزش و فرهنگ سازی در اجتماع و نبود قوانین مدنی و پایگاهی برای احقاق حقوق ترنس ها در ایران

IMG_6658 - Copy.JPG

مصاحبه کننده: محمد بهامین آسمانی
مصاحبه شونده: شهرزاد بصیری

🔵شهرزاد بصیری:  سلام. شما از اجرای پرفورمنس سامان ارسطو خبر داشتین؟

بعنوان یکی از بازیگرهای این نمایش حرف برای گفتن زیاد دارم چون ایشون هم درحال تبدیل شدن به یه ترانه آرام دیگه هست.

لطفا جهت آگاه سازی دوستان ترنس از بدام افتادن در دام این دست افراد که فقط دغدغه شهرت دارن خبر سازی بفرمایید. سامان ارسطو از ترنس ها فقط و فقط استفاده ابزاری میکنن اما شیوه های او بسیار با خانم ترانه آرام متفاوت هست.

⚫️محمد بهامین آسمانی: اگر مایل هستید تجربه خودتان را به صورت کامل بنویسید.

🔵شهرزاد بصیری:  شهرزاد بصیری هستم ترنس ام تو اف که 19 سال پیش توسط دکتر کهن زاد جراحی کردم.

قبل از جراحی حدودا 9 سال در تئاتر فعالیت کردم . شاگرد استاد سمندریان بودم برای دوره ای.
با دکتر نصر دکتر عزیزی هادی مرزبان و عده ای  دیگه کار کردم. تو کانون پرورشی فکری کودکان  کار کودک هم کردم.

بعد از  جراحی بدلیل خفقان اون دوران و نگاه بسته جامعه هنری از کار تئاتر کنار گذاشته شدم

اما تو این سالها چند تا کار مستند کوتاه در مورد ترنسها انجام دادم که از شبکه های خارجی مثل arte  پخش شد.

جست و گریخته تو این سالها سعی کردم فعالیت هنری کنم. تا جایی که تونستم سعی در آگاهی سازی دوستان کردم در حد خودم. با مصاحبه های کوتاه تو مجلات زرد گرفته و چند نشست علمی در دانشگاه در جهت آشنایی دانشجویان با مقوله تراجنسی بودن.

تمام این حرفها به کنار . از دور شاهد سبز شدن افرادی مثل ترانه آرام و سایه چشمک که فقط و فقط در پی شهرت و سو استفاده از قشر محروم تراجنسی بودن، بودم.

اما این اواخر از دل این مسائل شخصیت‌های جدیدی با روشهای متفاوتی در پی شهرت سر بیرون زده مثل جناب آقای سامان ارسطو که اخیرا دو کار با محتوی ترنس سکشوال روی صحنه بردند که در هر دو کار دغدغه ایشون بنمایش گذاشتن شرایط خودشون بود . یعنی فقط و فقط خودشون رو بنمایش گذاشتن.

مدتی هم هست که کارگاه برگذار میکنن که منفعتش فقط به سود خودشون هست و با استفاده ابزاری از همین قشر ضعیف در حال کسب اعتبار برای خودشون هستن.

چون ایشون به هیچ عنوان در جایگاهی قرار ندارن که احیانا خانواده ای رو متقاعد کنن برای جراحی فرزندشون یا منصرف کردن از این کار.

ایشون هنوز اشراف درستی به خانواده lgbtq  (همجنسگرا، دوجنسگرا، ترنسجندر،کوییر) ندارن و اطلاعات کافی در این زمینه به هیچ عنوان ندارن و برای افراد و خانواده هاشون کارگاه برگزار میکنن.

البته قابل ذکر هست که ایشون رو من از سال های دور حدودا بیست سال پیش می شناسم و چند کار مشترک هم با هم داشتیم. و در کار آخرشون که یه پرفورمنس از به اصطلاح تراجنسی ها بروی صحنه بردن که باز در اون کار فقط و فقط به نمایش گذاشتن خودشون بود.

در صورتی که کار باصطلاح برای آگاهی،سازی از مقوله تراجنسی ها در رسانه های خارجی آگهی میشد ایشون دغدغشون بنمایش گذاشتن خودشون و ابراز وجود کردن در این آشفته بازار بود و بس.
کاری که تقریبا لجام گسیخته ، پر تنش و اعصاب خورد کن ، گنگ در باب محتوی بود.

قابل ذکر است فعالیت ایشون فقط در سالن های خصوصی به اجرا میره و اجازه ای در بنمایش گذاشتن کارشون در سالنهای دولتی رو ندارن.

دو کار آخر ایشون بنام های همتون منو میشناسین که یه کار فوق العاده ضعیف بود و همونطور که از اسم نمایش پیداست یاد آوری نام خاک گرفته خودشون هست.

و این کار آخر که همان باش که نیستی که باز هم بنمایش گذاشتن مسایل شخصی با استفاده از نام تراجنسی بود.

ایشون با برگزار کردن کلاس های آموزش تاتر برای افراد مختلف و ترنس ها و بستن یه پروژه که همگی در حد اتود نمایشی است ،در آخر پروژه و با استفاده از همین افراد در سالن های بی کیفیت خصوصی بدون دکور، نور، موسیقی، متن نمایشی که از عناصر اصلی تئاتر می باشند بروی صحنه میرود

و با مجاب کردن بازیگران برای تبلیغات با دستمزد های پایین افراد رو به بردگی گرفته و با استفاده از آن ها برای خود رزومه و کسب اعتبار میکند.

کارگاهای وی برای ترنس ها هم به کنار که خود جای بحث مفصل دارد.

این پدیده جدید که من از اون بنام شارلاطانیسم ابزاری یاد می کنم شیوه جدیدی برای پول به جیب زدن افرادی سود جو شده که تمام منفعتش،فقط بسود همین افراد هست.

این ها وضعیت تراجنسی ها برایشان ذره ای اهمیت نداره و فقط به خاطر شهرت و منفعت شخصی از دیگران بهره برداری میکنن و هر چه دیگران رشته میکنند رو در کسری از ثانیه پنبه میکنن.

⚫️محمد بهامین آسمانی: در چه نمایش هایی از سامان ارسطو بازيگر بوديد و همكاري داشتيد؟!

🔵شهرزاد بصیری:  همان باش که نیستی و حدودا هفت سال پیش تو یه پروژه عکس با هم همکار بودیم. اما ایشون رو از سالهای دورتر می شناختم

خانم ترانه آرام از بچه های شهرستانی پول برای مراحل جراحشون میگرفتن تا بقول خودشون راه نشون بدن.

سامان ارسطو هم کارگاه تشکیل میدن، بعد بدون داشتن تخصص در مورد ترنس ها کار تراپی انجام میدن.

کلاس تئاتر درمانی برگزار میکنن با وعده انجام پروژه در اتمام کار. بعد یه کار بسیار سطح پایین تو یه سالن بی کیفیت رو صحنه میبرن. اما تمام منافع در جهت کسب اسم و رسم برای خودش هست. و این یعنی سو استفاده از وضعیت ترنس ها.

واقعیت اینه که یه عده سود جو هر روز مثل قارچ از زیر زمین سر به بیرون میارن و بجای کارهای اساسی فقط در پی منافع شخصی هستن. فارغ از اینکه این قشر محروم هر روز لطمه میبینه و به حاشیه رونده میشه.

⚫️محمد بهامین آسمانی: آیا انتقاداتی که از سامان ارسطو داشتید و همزمان بازی در تاتر همان باش که نیستی که در حال اجرا نیز می باشد، برایتان مشکل ساز نخواهد شد و کار بازیگری در این تاتر را برایتان سخت نخواهد کرد؟!

🔵شهرزاد بصیری:  من در مورد سامان ارسطو و فعالیتش در باب کارگاه برای ترنس ها از چند پزشک شنیدم که ایشون بدلیل نداشتن تخصص در حوزه تراپی و نشان دادن مسیر برای ترنس ها میتونن مورد پیگرد قانونی قرار بگیرن

و من بخاطر روابط، شخصیم و دوستی قدیمی گه گاه در لفافه صحبت کردم با ایشون و در واقع حرفم رو غیر مستقیم به ایشون گفتم.

حتی چند بار در این جلسات حضور پیدا کردم که با موارد حساسی روبرو شدم.

بطور مثال فردی رو دیدم که مدعی ترنس بودن میکرد اما ازدواج کرده بود و دارای همسر هم بود . اشاره کنم که ایشون خودشون رو ترنس ام تو اف معرفی کرده بودند. من خیلی به صحبت های این فرد گوش دادم. ایشون خودشون رو به فرزند خردسالش در غالب یک زن و مادر نشون میداد در حالیکه مادر واقعی این کودک حضور  داره و هنوز ایشون در رابطه هستند.

خوب نشون دادن مسیر درست در این کیس ها بسیار کار حساس و در عین حال خطرناکیه و حتما ایشون می بایست با یه متخصص سابقه دار مورد تراپی قرار بگیره.

و یه مادر و فرزندی رو دیدم که هر دو تمایل به تغییر جنسیت دارن. مادر الان با تیپ مردانه احتمالا بدون مجوز تردد میکنه و فرزند ترنس اون هم در پوشش زنانه. اما سوال اصلی اینجاست که با یه خطای کوچیک کل زندگی یک شخص به فاجعه ای جبران ناپذیر میتونه مبدل بشه.

آیا ایشون برای برگذاری کلاسهای خود شناسی صلاحیت دارن؟
و اصولا چه متدی رو دارن دنبال میکنن؟
در این خصوص در کدام دانشگاه تحصیل کرده اند یا چه مدرکی دارن….

تا رسید به اجرای کار پرفورمنس همان باش که نیستی. تو کار قبلی یکی از بچه های ترنس که تو کارگاه ایشون حضور داشتن بنام  رها بیگی بعد از اتمام کار جراحی کرد و خوشبختانه وارد یه کار سینمایی در پشت صحنه شد که خودم بشخصه خوشحال شدم.

اما جای تاسفه که از یه کارگردان بشنوم بگه رها از صدقه سر من رفت تو یه کار سینمایی. بشدت ناراحت شدم قلبا. چون فکر میکنم پیروزی ما در گرو پیروزی تک تک ماست.

اما جرغه ای در ذهن من ایحاد شد. با پیگیری از دوستان متوجه شدم  سامان ارسطو حتی تو پرداخت دستمزد ها هم اجحافات زیادی کردن. که البته من نیاز به او دستمزد ناچیز نداشتم.

اما با توجه به اینکه در تبلیغات کار رو برای ترنس ها و با حضور ترنس ها در گروههای مختلف ترنس ها تبلیغ کرده بود متوجه شدم در هیچ کدام از آنونس ها خبری از حضور من بعنوان ترنس ام تو اف نیست. و ایشون با سیاست سعی در به حاشیه راندن من داشت که البته چند بار هم با ایشون صحبت کردم و هر بار جواب های نا متعارف از ایشون شنیدم.

فی الواقع سامان ارسطو از نام ترنس ها برای دیده شدن خودشون استفاده میکنن.

البته من این شکایت رو از طریق اداره تئاتر هم پیگیری میکنم و در حال تهیه نامه ای خطاب به ریاست اداره تئاتر و وزارت فرهنگ و ارشاد هم هستم.

البته مسئله کاری من با ایشون به کنار .
اما بهره برداری شخصی از عده ای ترنس که هم بلحاظ مالی هم  روانی در جهت کسب اعتبار و اسم و رسم کار شایسته ای نیست.

سامان ارسطو دقیقا ترانه آرامی هست اما از جنس اف تو ام. و متاسفانه هیچ ارگان و سازمانی برای رسیدگی درست در این باب وجود نداره.  از شما خواهشمندم اطلاع رسانی کنین تا دیگران دچار بحرانهای بدتری نشن.

اجازه بدیم تشخیص بعهده کارشناس مربوطه انجام بپذیره. بگذاریم تشخیص و خود شناسی  افراد ترنس زیر دست افرادی صورت بگیره که زحمت کشیدن و درس خوندن . در این جلسات با یه اشتباه کوچیک تمام زندگی یک شخص به فنا خواهد رفت و در پی اون ننگ های بعدیست که جامعه ترنس و خانواده lgbt رو بمخاطره خواهد انداخت.

⚫️محمد بهامین آسمانی: شما در توضیحات تان به سایه چشمک و ترانه ارام اشاره کردید، آیا مایل هستید بیشتر توضیح بدهید؟!

🔵شهرزاد بصیری: خوب باید بگم بعد از پخش شدن وویس های بشدت زشت و زننده از این دو شخص در فضای مجازی و دیگه جای بحثی وجود نخواهد داشت.

صفت ها رو جامعه ، مردم، اشخاص و تاریخ به کسی میدن. مثلا صفت کبیر رو خوده میرزا تقی خان به خوشون ندادن. بعدها ایشون به امیر کبیر در تاریخ بخاطر زحمات فراوان ایشون معروف شدند.

یا مرحوم مریم ملک آرا بدلیل زحماتی که برای دریافت مجوز دینی برای عمل اصلاح جنسیت کشیدن به مادر ترنس های ایران بدل شدن. ایشون در زمان حیاتشون هیچ گاه روحشون خبر نداشت که شاید روزی این صفت بهشون داده بشه و هیچ گاه خودشون رو مادر ترنس ها خطاب نکردند.

اما عده ای از روی جهل و نادانی متوسل به هر کاری میشن تا از خودشون ستاره درست کنن. فارغ از اینکه این غالب فاقد هر گونه محتوایی باشه.

در حال حاضر هم عده ای مثل خانم ترانه آرام و سایه چشمک و بتازگی سامان ارسطو هم در پی این مقام ها و برچسب ها هستند. مثل سفیر ترنسها … پروانه ترنسها …. ققنوس ترنسها …. و این واژه های دهان پر کنی  که فی الواقع هیچ محتوایی ندارن. درخت رو همیشه از روی میوه اش میشناسن. اعمال و کردار و منش افراد است که از اون ها سفیر یا پروانه با ققنوس به جامعه ارائه میدهد.

بعد از ظاهر شدن خانم سایه چشمک، خودم بشخصه تعدادی وویس حاوی الفاظ رکیک از ایشون بودم. این مطلب بر میگرده به دورانی که تعدادی عکس از ایشون در اینترنت منتشر شد و بعد از چندی با  دوست پسرش دچار مشکل شد. در کانال تلگرامی که مربوط به  ایشون بود این وویس ها انتشار پیدا کرد.

که جای تعجبه برای من آقای صمد پور چطور از سایه چشمک در مستند ترنس سکشوال ها استفاده کرد

که بعدها خود  آقای صمد پور هم از انتشار قسمتی که خانم چشمک شروع به لوندی کردن مقابل دوربین میکنه پشیمون شد چون شدیدا بازخورد بدی داشت.
در مورد خانم ترانه آرام هم اوضاع در همین سطح هست.

البته وویس ارسالی آقای صمد پور هم برای من هست در مورد خانم سایه چشمک که البته من اجازه انتشارشو ندارم.

⚫️محمد بهامین آسمانی: با توجه به اینکه عنوان کردید 19 سال قبل، جراحی تغیرجنس نموده اید و در حد خودتان تلاش به جهت اگاهی و فرهنگ سازی نمودید، می خواستم بدانم از دیدگاه شما چه قوانینی خوب و بدی در خصوص ترنسکشوال ها در ایران وجود دارد و چه قوانینی باید وجود داشته باشد که ندارد و در کل این ها چه تاثیری در زندگی ترنسکشوال ها دارد؟!

🔵شهرزاد بصیری: اولا شکی ندارم که بلحاظ دینی فتوی آقای خمینی برای شروع کار گام موثری بود. اما بلحاظ مدنی و اجتماعی این تابو همچنان پابرجاست و عده کثیری حتی از قشر جوان هم از درک این موضوع عاجز هستند.

این باین معنی است که مردم از ابتدا درک درستی از ماهیت پدیده ای مثل ترنس سکشوالیسم نداشتند . به دلیل تابو انگاشته شدن این پدیده و فقر منابع علمی و فرهنگی و فضای بسته ی اون دوران اجازه نشر و اطلاع رسانی بسیار اندک  هم بسختی داده میشد و همین عوامل باعث شد حدودا سی سال این جامعه تحت فشار های شدید اجتماعی قرار بگیرن.

به تعبیری میشه اینطور انگاشت که کودکی نو پا رو برای آموزش و مواجهه با دشواری های زندگی در یک خیابان شلوغ و پر رفت و آمد و پر از دست انداز به حال خود رها کنن. و ما اجبارا به این مسیر پرتاب شده بودیم.

منابع علمی و اینترنت هم که در دست نبود تا برای فهماندن و ارائه مدراک و رفرنس های علمی سندی معتبر در دست داشته باشیم.

نگاه جامعه همچنان نگاهی توهین آمیز و تحقیر کننده بود. به ندرت جراید مطلبی هر چند پر از اشتباه و نواقص و غیر علمی به چاپ میرساندند که دردی را دوا نبود.

اما هم اکنون با پیشرفت علم و فن آوری بنام کامپیوتر و اینترنت با شتابی غیر قابل وصف در حال سفر رو به جلو هستیم.

اما متاسفانه بنظر میرسد که ما همچنان بروی مداری باطل در حال درجا زدنیم. چرا که مثل همه چیزهای این مملکت که غیر اصولی کار میکنه ، کار در باره این مقوله هم فوق العاده غیر اصولیه.

به این معنا که ما هنوز بعد از سی و اندی سال بلحاظ پزشکی و جراحی و قوانین مدنی برای این افراد و
نداشتن پایگاهی معتبر برای احقاق حقوق ترنس ها در نقطه ای نه چندان جلوتر از صفر قرار داریم.

جراحی های غیر استاندارد از یک طرف ،
نبود  پوشش درمانی بیمه ها از سوی دیگر ،
داروهای نا موثر و بی کیفیت از یک سو ،
فشار های اجتماعی و خانواده ها
نبود امنیت شغلی
همه و همه از یک ترنس ایرانی چه چیزی بجای گذاشته ؟

ما فقط بسنده کردیم به مجوز جراحی ، عمل ناقص کننده ، و یک شناسنامه ؟
خب بعد از گذر از این هفت خوان چه؟
تازه وارد جامعه ای می شویم که همچنان نگاهش همان نگاه قبل بوده.
چرا که در بخش آموزش و آگاهی سازی اصلا کاری درست در وسعت کلان انجام داده نشده.

ما نیاز به ایجاد انسجام اجباری و تشکل داریم. ما باید از نقطه ای شروع کنیم. و این امر فقط بدست خودمان امکان پذیر خواهد بود.

پر واضحه که دولت همکاری نمی کند اما فشاری هم از سوی این جامعه بسمت دولت وجود ندارد. گویا ما خواسته ای نداریم. مشکلی نداریم…

این خودما هستیم که امروز در این نقطه ایستاده ایم. چه بسا جایگاه ما خیلی بهتر از این ها می بایست می بود.

البته باید بگم که در حال حاضر انجمن بیماران اختلال هویت جنسی هم بی کفایتی خودش رو در این سال ها به اثبات رسونده. و این بنا باید از ابتدا پایه ریزی بشه. با برنامه های جدید و پلانهای حمایتی .

⚫️محمد بهامین آسمانی: مایل هستید تجربیات و دیدگاه های خودتان را در خصوص انجمن اختلال هویت جنسی بنویسید؟!

🔵شهرزاد بصیری: من هیچ گونه ارتباطی با انجمن ندارم. فقط چند بار با آقای طاهرخانی تلفنی صحبت کردم در خصوص اینکه فعالیت اون انجمن متاسفانه در حد حمایت هم نیست و نقد من به ایشون مستقیما همین بود.

البته که آقای طاهرخانی از موضع خودشون دفاع کردند اما برای من قانع کننده نبود. البته با مراجعه به سایت این انجمن اطلاعات کافی در حوزه فعالیتشون بدست میشه آورد.

که اساسا بنظر میرسه اساس نامه این انجمن دارای مفاد ناقصی هست که ای کاش از نو بنیان گذاری میشد. عملا مکان دور افتاده ای است با فعالیت های بسیار ناچیز و عملکرد نامناسب.

خود من بشخصه هیچگاه تحت تاثیر حرف های آقای طاهرخانی قرار نگرفتم. مخصوصا اینکه سال ها پیش که ملاقاتی حظوری در سازمان بهزیستی با ایشون داشتم خطاب به جمع عرض کردم که ترنس سکشوالیسم بیماری نیست و سعی نکنید با متوسل شدن به واژه بیماری حس ترحم جامعه رو برانگیزید یا در خواست کمک از وزارت بهداشت کنید که هیچ کدام موثر نحواهد بود

که آقای طاهر خانی با توپ پر بهن حمله ور شد که بیماریست و چنان و چنان.  اما بعدها چون در کارت پایان خدمت ترنس ها از بیماری یاد می شد عواقبش گریبان شان را گرفت.

لذا  ترجیح دادند از واژه ملال استفاده کنند که باز به عقیده من بار منفی این واژه ها در بیان واقعیت ترنس سکشوالیسم بسیار فقیر و بی محتواست.

در تمام این سالها سعی کردم از ادراک خودم نسبت به آنچه هستم و حس می کنم استفاده کنم و آنها را با دوستان ترنس خود به اشتراک بزارم.

چون تا شناختی درست از ماهیت خودمان نداشته باشیم در شناساندن به دیگران دچار مشکل خواهیم بود. و این فعلا بزرگترین ضعف جامعه ترنس ایران هست.

مصاحبه کننده: محمد بهامین آسمانی
مصاحبه شونده: شهرزاد بصیری
منبع: هلپ ترنس سنتر – شبکه اطلاع رسانی ترنسجندر و تغییرجنس
https://helptranscenter.org/

Copyright © 2017 محمد بهامین آسمانی https://helptranscenter.org/  هلپ ترنس سنتر – شبکه اطلاع رسانی ترنسجندر و تغییرجنس  All Rights Reserved

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s