1

تجربه زیسته یک ترنس مرد به زن MTF دوجنسگرا و گذر از مسیر هویت یابی و مواجه با چالش های زندگی اجتماعی در ایران و زجرآورتر قضاوت و طرد شدن از جامعه ترنسکشوال و ترس از آشکار سازی گرایش جنسی

مصاحبه کننده: محمد بهامین آسمانی
⚠️هویت مصاحبه شونده محفوظ است.

⚫️محمد بهامین آسمانی: از چه سنی متوجه تفاوت خودتان شدید؟ و درچه سنی خودتان را به عنوان ترنس هویت یابی کردید؟ و از چه زمانی متوجه شدید گرایش جنسی شما دوجنسگرا است؟!

⚪️اگر بخام بگم از چه زمانی فهمیدم ترنس هستم باید بگم که از سال اول دانشگاه به صورت دقیق فهمیدم من یک پسر نیستم و هیچ شباهتی به این افرادی که تا الان بینشون بودم ندارم

دانشگاه یک محیط جدید با امکانات جدید بود اینترنت کامپیوتر و محیط تقریبا آزاد و بدون محدودیت. سال اول دانشگاه که بودم توی کلاس یکدفعه همکلاسی ها ازم سوالی پرسیدن و منم داشتم جواب میدادم که یکدفعه وسط حرفام یکیشون گفت میخام بهت چیزی بگم خواهشا این حالت دستات که حرکت میدی درحرف زدن رو عوص کن دخترونه هست

این حرف ها دو سه بار دیگه و درباره رفتارهای دیگم تکرار شدش والبته در بین جمع مکرر اینو بهم گوشزد میکردن

بعد از این اتفاق من به سایت دانشگاه رفتم و همین کلمه رو سرچ کردم رفتار دخترانه یک پسر و اولین بار با سایت محتا آشنا شدم مطالبشو خوندم وجدای از این سایت مطالب سایت ها دیگه رو هم میخوندم

این سرآغاز آشنایی جدی من با چیزی بود که فهمیدم بهش میگن ترنسکشوال

ولی این تنها دلیلی نبود که من خودم رو به عنوان یک دختر بشناسم. من در طول دبستان و راهنمایی و دبیرستان به خاطر مسئله ای که ازش بی خبر بودم یعنی (دختر بودنم) آزار و شکنجه شده بودم انواع آزار و اذیت های جنسی

من فقط می‌تون بگم بهم تجاوز نشده ولی تمام مصیبت های دیگه رو تجربه کردم. از آزار و اذیت های جنسی مثل دست زدن به باسن (خودشون به این کار میگفتن انگولک) تا پیشنهاد رابطه جنسی

میگفتن چون تو سوسول هستی باید این کارها باهات بشه اوج این اذیت ها از چهارم دبیرستان شروع شدش البته محیط زندگی و محیط مدرسه من همیشه مثل دوران بدوی اعراب بادیه نشین بوده

افرادی بودن که با سن پایین تمایل جنسی از خودشون نشون میدادن مثلا من چهارم دبستان به شکل عجیبی میگفتن تو رو باید ببینیم آلت تناسلی (ببخشید البته اینو نمیگفتن میگفتن کیر) داری یانه

یک روز در کلاس اذیت جنسی شدم و بعد از این اذیت و آزار، چند نفر از بچه های کلاس خواستار رابطه جنسی با من بودند.

و اگر تعویض اجباری خونه و به تبع اون عوض شدن مدرسه نبود واقعا نمیدونم چه بلایی سرم می آوردن.

همه دوران تحصیل من به عنوان یک پسر با بدبختی همراه بود من هیچوقت با پسرای همکلاسی یا..دوست نبودم یک گوشه که نزدیک به دفتر ناظم و سالن بود بودم و منتظر پایان زنگ تفریح بودم

هیچوقت وقت نتونستم زنگ ورزش خودمو مجاب بکنم که بین پسرا ورزش بکنم دبیرستان اوج مشکلات من بود از این دوران یک احساس عحیبی در من بوجود آمد

من برای اولین بار در عمرم با دیدن لوازم آرایشی خواهرم به سمتشون کشیده میشدم (قبل از این زمان خواهرم لوازم آرایشی نداشت و نزدیک شدن خواهرم به دخترخالم و..باعث شدش لوازم آرایشی بخره)

و یک احساس عجیب تر این که یک پسری بود که خیلی دوستش داشتم و نمیدونستم این حس چیه چون من از رابطه جنسی با پسرا متنفر بودم قبلش

چطور شده بود الان دوست داشتم با این پسر باشم..و شدیدا این عذابم میداد چون نمیدونستم منشائش چی هست

اول دبیرستان من عاشق علی شدم هکلاسیم و تا پایان دوران تحصیلم پیش از دانشگاه باهاش بودم ولی هیچوقت بهش نگفتم، فقط بهش نزدیک شدم و دوستیمونو شروع کردم

همین سال بود که شدیدا افسرده بودم معدلم از نوزده به شانزده رسید منزوی تر شدم خونه که میرسیدم گریه میکردم واقعا دوران بیداری حس های دخترونه من بود

شاید اگر این مقطع یک فرد آگاهی به عنوان مشاور در مدرسه بود و یا من به اینترنت دسترسی میداشتم همین زمان متوجه ترنس بودن خودم میشدم ولی افسوس که هیچ امکانی در اختیارم نبود

و فقط این سال های دبیرستان، با بودن در کنار علی بود که من آرامش پیدا میکردم. شدیدا دوستش داشتم، و اونم نمیدونم بگم شانس یا چی، ولی تمام این سال های تحصیلم، با من بود و از من حمایت کرد

و اگر نبود، به من سال اول دبیرستان، مطمئنم تجاوز میکردن پسرای قلدری که بمن میگفتن تو کمرت چرا باریکه یا چرا اینجوری هستی، سلام میدیم، چرا جوابمونو سرد میدی، یعنی کلا با وجود من مشکل داشتن.

علی بود که با حمایت از من نمیذاشت چیزی بهم بگن، با همشون دوست بود و بهشون میگفت با من کاری نداشته باشن واقعا وقتی دوران تحصیل پیش از دانشگاهم تموم شدش، ترک علی بهم ضربه زد ولی چون هیچوقت بهش نگفته بودم چه حسی بهت دارم، هنوزم میتونم ببینمش ولی در حد دیدن.

ولی درباره گرایش جنسی ام، گرایش جنسی من به پسر و دختر، وقتی برام مطرح شدش که یکبار یک دختری رو دیدم که واقعا وصفش برام سخته،

ولی الان که فکر میکنم، شاید لزبین بود به هیچ پسری روی خوش نشون نمیداد، شدیدا رسمی برخورد میکرد، این دختر یک بار کنار من نشست ترم دوی دانشگاه بودم روی یکی از سکوهای دانشکدمون نشسته بودم، ناراحت بودم، نزدیک شدش و گفت اجازه هست بشینم، جا نیست.

وقتی نشست،احساس میکردم که دوست دارم، بغلم بکنه و بگه تو متعلق به منی، نمیدونم چه جور بگم،یک جورایی میخواستم منو تصاحب بکنه، واقعا گفتنش سخته.

این حس عاطفی که برای اولین بار به این شکل برام روشن شدش همزمان شده بود با شناختن خودم به عنوان ترنس.

و ابن منو ناراحت کرد چون توی اینترنت و همه جا شنیده بودم ترنس ها به پسرا باید گرایش داشته باشن و منم داشتم ولی نمیدونم این حسی که داشتم چیه.

با خودم میگفتم دیونه شدی تو. تنهایی باعث شده بزنه به سرت ولی هرچی با خودم کلنجار میرفتم، میدیدم من هم همون حس دوست داشتنی که سال اول، دبیرستان داشتم از درونم بود درست مثل همین حسی بود که به این دختر پیدا کرده بودم.

ولی نمیدونستم این یعنی چی. اصلن مگر میشه. این هم بگم که از سال اول، وقتی با علی بودم دوست داشتم که متعلق بهش باشم، وقتی این دختر رو هم دیدم بازم همین حس در درون من بود، یعنی میخاستم من مورد محبت این فرد باشم، واقعا نمیدونم چه جور بگم، ولی یک حس عجیبی بود.

تا اینکه فهمیدم افراد دوجنس گرا هستن که این حسشون دوگانه هست ولی بازم میگفتم به توچه، تو ترنسی باید به پسرا حس داشته باشی، اگر به کسی بگی ترنسی و به دخترا هم گرایش داری یا میگن روانی شده یا هم میگن ترنس نیست.

البته حس در تملک یک نفر بودن از همون خیلی وقت قبل ها بود، زمانشو نمیدونم ولی بود…

و حالا می فهمم اگر این حس ها تمایلات و دخترونه بودن از اول در من شناسایی میکردن من زندگیم خیلی بهتر میشدش.

دیگه در دانشگاه به من نمیگفتن گی یا سوسول،

من هیجوقت تمایل به کاری که پسرای دیگه داشتن، نداشتم، یعنی مخ زدن واقعا برام چندش‌آور بود، همین کارو برای خودم مشکل کرده بود،

میگفتم که تو به دخترا حس جنسی پسرونه نداری،پس چیه واقعا درونم با خودم جنگ داشتم چون من مدتی با یک دختری دوست شدم و هیچ رابطه خوبی نبود

بهم میگفت تو روحیت مثل همه نیست آخرشم بدون هیج حرفی رفت دنبال کسی دیگه. من ولی دوستش داشتم ولی نه به شکل عادی، نمیدونستم چیه، اگر علاقه دارم پس چرا الان که یک دختر با من بود بازم آرامش نداشتم…

این حس های متناقض همیشه آزارم میداد واقعا حس میکردم دچار تناقض شدم. همین روند ادامه داشت که دیگه دیدم تحمل نمیتونم بکنم،

چون ترنس بودن خودش یک مشکل بزرگ بود مطرح کردنش حالا این احساس ها رو نمیدونستم چیکار کنم برای همین بود که تصمیم گرفتم خودکشی کنم..

من الان که دارم بهتون اینا رو میگم دیگه خودمو پذیرفتم، پذیرفتم که من یک دخترم.

دختری که در دوران زندگیش، هم عاشق یک پسر شده، هم عاشق یک دختر.

و می‌تونه با هر دوجنس که البته عاشقشون باشه در صورت وجود فرد مورد علاقه رابطه عاطفی جنسی داشه باشه،

ولی خوب این هم یکی از رویاهایی هست که باید در جایی غیر از ایران جست و جوش کنم و واقعا برام مهمه.

حس ترنس بودن خودش حس فوق العاده ای هست بنظرم، وقتی از کنار فروشگاه لباس زنانه رد میشم، دوست دارم، برم داخلش و تمام لباس ها رو با تمام وجودم لمس کنم،

حس آرایش کردن و پوشیدن لباس دخترونه و همه و همه اینا، حالا که فکر میکنم یک حس تکرار نشدنی هست و الان نمیدونم کسی هست که قبل از عمل تغییر جنسیت عاشق این کارا باشه یانه. ولی من با تمام وجود عاشق این کارا هستم.

در کنار این حس دخترونه، من، حس دیگه ای هم داشتم،
حس به دو جنس مرد و زن.

گرچه اولش به خاطر نا آگاهیم ،خودم، خودمو آزار میدادم، ولی الان فقط میخوام با خروج از ایران این حس رو تجربه کنم.

واقعا ترنس بودن اینهمه برام کمبود بوجود نیاورده ولی دوجنسگرا بودنم، واقعا یک خلا در زندگیم بوجود آورده چون نتونستم بروزش بدم.

واقعا من خودمو به عنوان ترنس تیکه تیکه فهمیدم، قبل از دوران دانشگاه، صرفا کارای که مادرم میکرد رو دوست داشتم، ظرف شستن، خرید لباس، دخترونه پوشیدن،

بعد از دانشگاه این دیگه با دیدن دختران دیگه برام روشن تر شدش، دوست داشتم در اندام اونا باشم. لباس اونا رو بپوشم. حسودیم میشدش به اونا. حس حسادت شدیدی داشتم

و ترنس ‌بودن به معنای آشنایی دقیق رو از سال اول دانشگاه فهمیدم. گرایش جنسیمم از همین دوران و تازه خودمم تونستم گرایش جنسیمو بپذیرم.

بخش بزرگی از آشنای من از طریق اینترنت بود و پرس و جویی ‌کم، البته این پرس و جو خیلی محدود بود.

⚫️محمد بهامین آسمانی: تجربه زندگی به عنوان ترنس زن MTF دوجنسگرا در جامعه ایران برایتان چگونه بوده است و با چه مشکلات و چالش هایی روبه رو بوده و هستید؟!
آیا در جامعه ال جی بی تی LGBT ایران به ویژه جامعه ترنسکشوال ها مورد قضاوت، خشم، تنفر یا ترس از بیان گرایش جنسی خود به عنوان ترنس دوجنسگرا قرار گرفته اید؟! لطفا با جزییات کامل توضیح بدهید.

⚪️خیلی بد. من خودمو مخفی باید بکنم یعنی حسمو که البته فرقی نمیکنه مخفی کردن این حس یعنی مخفی کردن خودم

مجبورم در جواب افرادی که میپرسن تو به مردا گرایش داری!؟ دیگه؟ باید بگم آره واقعا نمیدونم اگر بگم نه چی پیش میاد اگر بگم هم مرد هم زن چیکار میکنن

همین چند وقت پیش با دوتا از دوستان ترنسم بودم. یکی از همین دوستای ترنسم می گفت یکیو دیدم که عمل کرده بوده و دوست داشت هم با مردا و هم با زنها رابطه داشته باشه وبه این فردی که عمل کرده بود و این گرایش رو داشت هرچی که میخواست گفت وقتی حرفای دوستمو شنیدم گریم گرفت

بعدش این مسئله رو با روانشناسم مطرح کردیم واقعا شوکه شدم چون میگفت اگر ترنسی بگه لز یا گی هستم ترنس نیست (دیگه گفتم ابن دوستانم وقتی نمیدونن لز یا گی بودن یک ترنس ممکنه از کجا باید بپذیرن که یک ترنس می تونه دوجنسگرا باشه)

خیلی ناراحت شدم چون من قصد داشتم از روانشناسم در این زمینه راهنمایی بخوام ولی وقتی اصلا اصل موضوع رو به رسمیت نمیشناسه دیگه گفتنش خالی از فایده هست

من احساس میکنم اگر در ایران بمونم باید به سمت یک مرد برم. من به مردها حس دارم و هم زن، گرایش من به زن ها شدیدتره خیلی شدید.این منو عذاب میده

اگر کسی بعد از عمل بفهمه من ترنس بودم، نمیدونم حاضر باشه بامن باشه؟یک دختر معمولی و غیر ترنس که دوجنسگرا باشه و گرایشش به دخترا شدیدتر باشه هم در این زمینه مطمئنم با مشکل مواجه بشه چه برسه بمن که بفهمن من پسر بودن قبلا دیگه برخوردشون خیلی باید بد باشه بنظرم

من هیچوقت نشدش خودمو بروز بدم، الان ترنس ها به راحتی دوست پسر های خودشون رو دارن و از این لحاظ در آرامش هستن و اگر هم دوست پسر نداشته باشن حداقل میتونن ازاحساسات خودشون براحتی حرف بزنن، من ولی نه

من باید یک بخشی از خواسته ها و حسهای درونیم رو مخفی کنم واکنش دیگران به این موضوع تا الان که من جویا شدم بد بوده

اغلب میگن اگر یک ترنس لز یا گی یا دوجنسگرا باشه اصلن ترنس نیست یعنی با آشکارسازی خودم حتی جنسیت خودمو از دست میدم یعنی منو به عنوان دختر نمی پذیرن

الان چند نفری اطراف من هستن و منو حمایت میکنن و من میترسم با فهمیدن این موضوع همشونو از دست بدم و مطمئنم از دست میدم

واقعا اطلاعات کم خود ترنس ها در این زمینه آزاردهنده هست، مایی که خودمون آزار دیدیم از جامعه،حالا چرا باید باعث آزار فردی باشیم که اونم این احساساتش دست خودش نیست؟

من دوجنسگرا هستم و یک ترنس ولی چرا باید نتونم از این حسم در بین ترنس ها براحتی حرف بزنم؟ چرا باید بترسم؟ که منو طرد بکنن واقعا زجرآوره

من مجبورم دخترونه بودن و دوجنسگرایی خودمو پنهان کنم این ها عذابم میدن دخترانه بودن خودمو از مردم جامعه ،این بازم قابل قبوله ولی چرا باید در بین دوستان ترنسم نتونم از حس درونیم حرف بزنم

هردفعه خاستم بگم به کسی گفتم الان دیگه میگه با من نباش من هم مثل همه آدمم و گرایش جنسی عاطفیم به سمت هردوجنسه

ولی،فرد مجرم و متجاوزی نیستم، یک دو جنسگرا هم برای خودش حریم قائل هست، قرار نیست که هرکس دو جنسگرا بود با هر دختر و با هر پسری رابطه داشته باشه، فرق هست بین هرزه بودن و دوجنسگرا بودن

احساس میکنم اگر بگم دوجنسگرا هستم دیگه همین چند نفری که منو به اسم دخترونم صدا میزنن در کنار من احساس نا امن بودن بکنن، الان با من دست میدن و مثل یک دختر هستم در کنارشون ولی اگر بفهمن میگم که واقعا واکنششون بد خواهد بود

ترنس بودن رو مردم جامعه شاید درک نکنن ولی بازم هستن افرادی که ما رو درک کنن و اگرم درک نکنن، بازم در ابران کمی مقوله ترنس ‌جا افتاده ولی دوجنسگرا بودن نه و البته دوجنسگرا بودن یک ترنس.

مشکل اصلی خودم نپذیرفته شدن افرادی مثل ماست که یک راه بیشتر جلوی ما نمی ذاره،

فرار از ایران و رفتن به جایی که خودمونو بروز بدیم.

کاش فقط ما ترنس ها که اینقدر زجر میکشیم خودمون باعث زجر افرادی نمی شدیم که مورد پذیرش علم هستن،

ما هم هستیم و باید پذیرفته باشیم عین همه می خواییم زندگی عادی داشته باشیم و هرزه و زیاده خواه و دیوانه و روانی نیستیم،

واقعا اینکه یک ترنس اگر بفهمه که من دوجنسگرا هستم و برگرده به من بگه تو ترنس نیستی، عذابه، زجره، یک اتفاق بد هست.

من ترنس هستم یک دخترم با تمام احساسات دخترانم یک دوجنسگرا هستم

من دوست داشتم حداقل بتونم این حسمو (گرایش به هم مرد و زن داشتن) به دوستان ترنسم بگم ولی هیچ آگاهی ندارن. یا می گن همچین فردی که هم به مردا گرایش داره هم به زن ها، اگر بعد از عمل گرایشش رو بروز بده، قابل قبوله کمی!!!؛

ولی اگر قبل از عمل یک ترنس ،گرایش به هر دوجنس رو داشته باشه، عوضیه و هرزه. تازه میگن اصلا همچین فردی ترنس نیست و بعد از عمل پشیمون میشه.

حرفاشون در کل بر حول یک محور می چرخه و اون که یک ترنس با گرایش جنسی غیر عادی است (غیر عادی از نظر خودشون).

مردم جامعه ما که دقیقا نمیدونن ترنس چیه و با گرایشات جنسی آشنا نیستن و انتظاری نمیره ما رو درک کنن، منم این انتظارو ندارم

ولی ما ترنس ها حق نداریم نا آگاه بمونیم، خودمون از آزار مردم درباره ترنس بودنمون انقدر می دونیم که دیگه نباید باعث زجر کسی باشیم.

من خودمو بروز ندادم دوجنسگرا بودن خودمو، اصلا جرات نمی کنم بگم به کسی.

چون اصلن میگم که همین چند نفری هم که کنارم هستن، قبول ندارن گرایش جنسی به غیر از پسر رو. چندبار پرسیدن تو لزی؟ آره؟ یعنی تا حرف میزنم با حالت بدی واکنش نشون میدن.

اصلا قابل وصف نیست احساس ترس، من، از آشکار سازی خودم.

دختر ‌بودنمو خیلی راحت بروز میدم، لاک میزنم آرایش کم، لباس و…

ولی دوجنسگرا بودن خودمو اصلا نتونستم مطرح کنم با کسی در محیطی غیر از اینترنت و فضای مجازی،

حتی با دکترمم هم نمیتونم، واقعا می ترسم در روند مجوز گرفتنم اثر بذاره چون همش می پرسه که به پسرا گرایش داری دیگه؟

یعنی این سوال رو افرادی که میدونن ترنسن مدام می پرسیدن، نمیدونم بگم بهشون که من دوجنسگرا هستم، اصلا چه اتفاقی میفته.

احساس نا امنی میکنم،
هیچوقت نباید بگم بهشون،
نباید بفهمن،
عین یک مجرم فراری هستم فراری از احساساتش و از گرایشش.

میخوام این مسئله همینجور بمونه و کسی نفهمه، این عذاب آوره حتی چند بارم از حرف زدنم تشخیص دادن که ببینم تو دخترا رو هم دوست داری؟

واقعا پا روی حسم گذاشتم و گفتم نه، چی میگی، بار دیگه بگی ناراحت میشم. بیشتر از ترنس بودنم این مسئله آزارم میده، چون وقتی خواستم ترنس ‌بودنمو اعلان بکنم راحت تر بود ولی دوجنسگرا بودن خودمو تا الان سکرت (مخفی) باقی مونده.

⚫️محمد بهامین آسمانی: در چتر ترنسجندر در چه گروهی خودتان را هویت یابی کردید؟! آیا مایل هستید روند پزشکی ترنزیشن شامل هورمون درمانی یا یک مرحله جراحی و یا جراحی کامل را طی کنید؟ یا اینکه فقط مبدل پوشی و کسب هویت اجتماعی به عنوان یک زن شما را به احساس کمال می رساند؟!

⚪️ من خودمو یک دختر کامل می ببینم و علاقه شدیدی به عمل حذف آلت تناسلی و تبدیل اون به واژن دارم،

برای بعضی از دوستانم قبل از هورمون درمانی تجربه پوشیدن لباس نبوده، من ولی الان لاک میزنم و همه چیز یک دختر رو در خودم میبینم.

به طوری که برای خیلی ها عجیبه میگن تو ادا و اطوار مثل بعضی از ترنسا نیست که از صد فرسخی داد میزنه ترنسن ولی چرا بهت میگن دختری؟
یکی از دوستانم بهم گفت چندتا از همکارای من که مرد هستند میگن این کسی که باهاش هستی چرا اینجوره؟! دختره یا پسر. حتی دکتر روانپزشکم هم اولین بار وقتی دیدمش، گفت با ابن حالات دخترونه چیکار میکنی؟؟ اذیت نمیکنن.

من دوست دارم روند تغییر جسم خودمو تا آخرین مرحله بگذرونم (خارج از ایران)… و برام مهمه که به جسم دخترونه برسم که مطابق اون چیزی باشه که هستم.

بعصیا با حرف زدن با من، میگن تو اصلن دوست نداری عمل بکنی ولی من فقط بهشون میگم من عمل در ایران رو یک نقص عضو میدونم، عضوی که باید تبدیل به کلیدی ترین عضو من بشه، نمی خوام تا آخر عمرتبدیل به چیزی بشه که اسمن فقط میشه بهش گفت واژن

دوستای ترنسم فکر میکنن چون از آلت تناسلی متنفرن باید هرجور شده حتی در ایران عمل بشن و نقص عضوم قبول کنن.

در حالیکه من فقط میگم این عمل آخر در خارج از ایران باشه هر کیفیتی که در دنیا مورد قبول هست رو من می پذریم استاندارد روز دنیا.

من خواهان آنجلینا جولی شدن نیستم و امکانشم نیست و اصلا هدفم این نیست و هدف هیچکسی این نباید باشه.

ببخشید پرحرفی شدش اینو گفتم تا بگم که اغلب بمن میگن نمیخواد عمل بکنه ولی اصلا اینجور نیست،

من عاقلانه رنج تحمل یک عضو منفور در بدنمو تحمل ‌میکنم، چون همین عضو میخواد به کلیدی ترین عضو بدنم تبدیل بشه.

میخوام با آگاهی در جایی عمل بکنم که شرایطش خوب باشه، نتیجه هر چی شدش باشه ولی در کل عاشق جسم دخترونه داشتن هستم و همیشه آرزوشو دارم.

مصاحبه کننده: محمد بهامین آسمانی
🌐منبع: هلپ ترنس سنتر – شبکه اطلاع رسانی ترنسجندر و تغییرجنس
https://helptranscenter.org

Copyright © 2016 محمد بهامین آسمانی https://helptranscenter.org هلپ ترنس سنتر – شبکه اطلاع رسانی ترنسجندر و تغییرجنس All Rights Reserved