1

روایت زندگی یک ترنس مرد به زن MTF و روند مجوز تغییرجنس از تبریز

مصاحبه کننده: محمد بهامین آسمانی
⚠️هویت مصاحبه شونده محفوظ است.

سلام به همه ترنسها و دگرجنس ها و کسانی که از ما حمایت میکنن. من از بچکی عادت داشتم و دوست داشتم دختر باشم احساس میکردم همیشه یا یه روز التم پوسیده میشه یا شب که میخوابم الت زنونه میشه این احساس هرروز بدتر میشد در دوران راهنمای فهمیدم که من با بقیه پسرها فرق دارم از انها دوری میکردم تا رسیدم به دوران دبیرستان که کلا مدرسه میخواست با من تماس جنسی داشته باشه به خاطر استرس و عشق به هم کلاسیم مردود شدم دوبار.

تا که در غیرانتفایی درس خوندم و دیپلم به سختی گرفتم بعد دیپلم مشکلات من شروع شد به جدیت من از بچگی همش عاشق میشدم و به عشقم نمیرسیدم تا اینکه عاشقه هم محلمون شدم زندگیمو داغون کرد و یه دوستی داشتم همسایمون بود در لحضات سخته زندگیم همیشه کنارم بود و مشکلمو بهش گفتم و او گفت من باهاتم عمل کن با تو ازدواج میکنم ماله خودمی. و من اصلا نمیدونستم که تو ایران عمل تغییر جنسیت انجام میشه همش میگفتم پس تو ترکیه یا کشورهای دیگه عمل میکنن.

تا اینکه من با همین همسایمون که بی افم شد رابطه خیلی جدی و محکمی داشتیم و در حین همین من باهاش سر کار هم میرفتم کارمون شغل ازاد بود یه روز بی افم بهم خیانت کرد دنیام ریخت بهم دعوا کردیم گفتم چرا خیانت کردی گفت من تا چه مدتی با یه پسر رابطه داشته باشم گف من دختر میخوام منم حقو بهش دادم اما تو دلم ولی بعد چن بار که خیانت کرد یواشگی منم همیشه یا قرص میخوردم بمیرم یا حقله اویز میخواستم بکنم و پاهامو با تیغ میزدم یه بارم رکمو زدم ولی خواسته خدا بود که زنده موندم.

خلاصه یه روز که از زندگیم خسته شده بودم زدم بیرون به ذهنم رسید ۱۲۳میتونه کمکم کنه که رفتم اونجا و گفتن عقل داشته باش ما تو ایران عمل داریم و بهم امید دادن که من بال در اوردم و زود به بی افم گفتم اونم گف بخدا از این به بعد فقط با توام ولی منم کمی ازش سرد شده بودم به خاطر خیانتاش.

من تقریبا سال ۹۳ از تبریز اقدام کردم از اورژانس به تغییر جنسیت و از اورژانس فرستادن بهزیستی پرونده باز کنم بعد فرستادن دادگستری که مدارکم تو دادکستری گم و گور شد و باز اقدام کردم از اورژانس بازم فرستادن بهزیستی و باز بهزیستی فرستاد دادگستری دادگستری هم فرستاد پزشک قانونی اونجا هم پرونده باز کردن برام و اونجا کمسیون برام گذاشتن

و بعد از پزشک قانونی و جواب کمسیون به یه روان پزشک فرستادن به اسم دکتر شاهرخی که شش ماه تحت درمان باشم. منم در حین دوره رواندمانی، دکتر بهم اصلا اجازه هورمون درمانی نمی داد و منم سر خود نگفته شروع کردم هورمون درمانی خلاصه تو این شش ماه پدرم در امد. پلیسا هی گیر میدادن و درک نمیکردن که ترنس چیه فک میکردن دوجنسم خلاصه بعد شش ماه دکترم ج شش ماه رفت و امد و فرستاد پزشک قانونی و بازم کمسیون شدم و بعد گفتن میتونی بری من شنیدم گفتن باید عمل شه یواشکی گفتن خیلی خوشحال شدم.

بعد منتظر شدم تقریبا نزدیک یه ماه که نامه به دادگستری برسه بعد یه ماه که نامه رسید دادگستری رفتم از اونجا هم فرستادن دادگاه خانواده پیشه قاضی فک نکین به همین سادگی این مراحل طی شد پدرم در امد یه روز دادگستری اقای که باهاش کار داشتم نمییومد یا مثلا دکتر روان پزشکم همیشه ضد حال میزد به زور میگف لباسهای مردونه بپوش منم اسپورت پسرونه لباس میپوشیدم به خاطر شرایط خانوادگیم نمیتونستم تو پوشش زنونه باشم

خلاصه اقای قاضی گف من فک میکنم تو پشیمون بشی باز فرستاد به پزشک قانونی همچنان همیشه اشکم درمیومد در طی مجوز گرفتن و ناسزا میگفتم ولی همش از جیبم میرف رفتم پزشک قانونی از اونجا فرستادن به یه روان پزشک که قبلنا که اقدام به تغییرجنسیت نکرده بودم به اون دکتر برا معافیتم پیشه اون دکتر میرفتم و دکترم گف هیچ پشیمانی درتو دیده نمیشه تو باید عمل شی و نامه داد به پزشک قانونی بازم از پزشک قانونی به دادگاه خانواده به اقایه قاضی.

بعد رفتم پیشه اقایه قاضی و اقای قاضی گف برو دوهفته بعد بیا من فکرامو بکنم بعد دو هفته کلا ارایش کردم رفتم پیشه قاضی و اقای قاضی مجوز منو صادر کرد خدارو شگر و گف میتونی هرجا بخوای پیشه کدوم دکتری که میخوای عمل کنی منم از اولش به خاطر هزینه وکار خوبش دکتر توکلی رو انتخاب کرده بودم و همیشه عشقم امام رضا بود که قربونش برم هرچی خواستم داده و هرچی دارم اول خدا بعد امام رضا دارم.

مصاحبه کننده: محمد بهامین آسمانی
🌐منبع: هلپ ترنس سنتر – شبکه اطلاع رسانی ترنسجندر و تغییرجنس
https://helptranscenter.org

Copyright © 2016 محمد بهامین آسمانی https://helptranscenter.org هلپ ترنس سنتر – شبکه اطلاع رسانی ترنسجندر و تغییرجنس All Rights Reserved